خرید بک لینک
چارشنبه سوریه . جای اینکه یه ذره حتی سالم و خیلی پاستوریزه عشق و حال کنم ، نشستم از بی حوصلگی دارم همش سریال میبینم . رفتم از اتاقم بیرون میگم چقد کسلم . مامانم میگه ظرفارو بشور !! انننننننقد که به فکر اعصاب و روان و خوشی های منن که اصن شرمندشون میشم ! از پریروز تالام که هر چایی و قهوه ای میخام بخورم با استرس میخورم که مبادا باز بابا شرو کنه که یبوستت ا

برچسب: نویسنده: متین محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 اسفند 1396 ساعت: 14:15

از رخت پهن کردن و جمع کردن متنفرم

از اینکه تا منو میبینه یا میگه اومدی ظرف بشوری ؟ یا یه سطل پر از رخت میده دستم میگه اینارو پهن کن متنفرررم

برچسب: نویسنده: متین محمدی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت: 11:17

واقعا دارم سعی میکنم سمیه رو درک کنم . ولی آخه دیگه دو هفته س با هم حرف نزدیم . من اصن عادت ندارم . میخام ناراحت نباشم ازش و بهش حق بدم که وقت نم

برچسب: نویسنده: متین محمدی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت: 11:17

با ر ض و ا ن ه حرف زدم راجه به ا س م ا . گف نه بابا دلیلی نداره ناراحت شه و اینا . گف شاید از امتحاناش ناراحت بوده و اعصابش  از اونا خورد بو

برچسب: نویسنده: متین محمدی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت: 11:17

صفحه بندی